“کارآفرینی وآزادی های فردی در کسب وکار”

یک ارتباط نزدیک ومهم بین کارآفرینی وآزادی های فردی می باشد، کارآفرینی در ذات خود استقلال اقتصادی را برای خود در چارچوب کسب وکار مستقل ایجاد می نماید.

ویژگی های کارآفرینان باعث استقلال فردی آنها خواهد بود. بهتر است به تعداد اندکی از این ویژگیها اشاره نماییم .

  • کارآفرینان در مقابل هیجانات مقاوم هستند .
  • تدبیر وکاردانی در امور
  • به آسانی از کنار مسائل ومشکلات نمی گذرند
  • کارآفرینان قاطعیت دارند وبه سرعت تصمیم می گیرند
  • در جستجوی اطلاعات پیشگام ودقیق هستند .
  • ریسک پذیرند

. خوش بین ومثبت اندیش اند

  • شناسایی واستفاده صحیح از فرصت های سود آور
  • تفکر مستقل وپر تلاش وسخت کوشی

این ویژگی ها باعث می شود که کارآفرینان تناسب اندکی با نظام های اقتدارگرا با نظام های مبتنی بر اقتصاد دولتی داشته باشند . زیرا اقتصاد دولتی یعنی نفی استقلال اقتصادی افراد وگروههای اجتماعی، در حالیکه کارآفرینی بیشتر کسب وکار مستقل واستقلال اقتصادی وآزادی فردی است .

در نظام اقتصادی اقتدارگرایا نظام متمرکز اقتصادی همه باید از یک صندوق تغذیه شوند وامرار معاش کننددر حالیکه کارآفرین آرمان خودرا استقلال از دولت واتکا به خلاقیت ، ابتکار ، نوآوری وتولید فکر ، تکنولوژی و مدیریت فردی وگروهی می داند .

راه اندازی یک کسب وکار احساس استقلال وکمال را در شما ایجاد می نماید . شما از تهیه محصول یا خدماتی که در بازار مورد توجه قرار می گیرد احساس رضایت خواهید کرد وبا رئیس بودن می توانید ایده های جدید را به سرعت به کار گیرید . از آنجاییکه تشکیلات شما خارج از نظام های اقتدارگرا می باشد نیاز به کسب اجازه از هیچ دستگاهی برای بکارگیری ایده های جدید نداریدواگر آن ایده مفید واقع نشود شما می توانید به سرعت آن را کنار بگذارید .

کارآفرینی با پیش فرضها در نظام هایی رشد ورواج پیدا می کند که مبتنی بر اقتصاد بازار آزاد ویا لااقل در پی تحقق آن باشد .در اقتصاد دولت ودر اقتصاد مبتنی بر انحصار دولتی، شما نمی توانید آنطوری که باید وشاید رشد کنید . شما به عنوان یک کارآفرین می خواهید مستقل از کنترل واعمال مدیریت تمام عیار دولت باشید واصولا ً برای گریز از مشاغل دولتی به کارآفرینی روی می آورید . زیرا گسترش جنبش کارآفرینی در جامعه به معنی محدودیت قدرت دولت ومحدودیت مرزهای انحصار است . هرچه کارآفرینان رشد کنند وقدرت بگیرند وتشکل شوند وتوان اقتصادی وتأثیر گذاری اجتماعی وفرهنگی آنها بیشتر شود، این همه به معنی تهدید دولت وبه معنی محدود سازی مرزهای اعمال اقتدار دولت است.

کارآفرین سازمانی

کارآفرینان اغلب تک ستاره هایی هستند که در نظام های اقتدارگرا، بعضا ً توانایی های خود را نشان می دهند ودرخشش دارند وبیشتر به اشکال کارآفرینان سازمانی هستند .
هجوم شرکتها برنوآوری برای بقاورقابت با رقیبانی که بیش از پیش در صحنه بازار ظاهر می شوند ، موجب هدایت فعالیت های کارآفرینانه به درون سازمان ها شد وکارآفرینی بطور فزاینده ای مورد توجه مدیران قرار گرفت تا آنها نیز بتوانند به اختراع ونوآوری وتجاری نمودن محصولات وخدمات خود بپردازند .

تعریف شومپیتر از کارآفرین سازمانی ، ترکیب جدیدی از وسائل تولید واعتبار را بنگاه اقتصادی کارآفرین می داند وفردی که چنین وظیفه ای را انجام دهد ، کارآفرین می نامد چه دردرون سازمان وچه به صورت مستقل وآزاد ، به عبارت دیگر وی کارآفرین را فردی معرفی می کند که با معرفی محصولات وخدمات جدید ، ایجاد شکل های جدیدی از سازمان ویا بهره برداری از مواد اولیه جدید نظم موجود نظام اقتصادی را برهم می زند .

کورن رال  وپری مان  کارآفرین سازمانی را فردی معرفی می کند که در یک سازمان بزرگ ، همچون کارآفرین عمل می کند وبه معرفی وتولید محصولات ، خدمات وفرایندهای جدید می پردازد وبدین ترتیب موجب رشد وسوددهی سازمان می شوند .

در نظام های اقتدارگرا ، هر جنبش و هر تفکری که اندیشه واستقلال از دولت واندیشه محدود سازی شعاع نفوذ دولت را در پیش گرفته وپیشه خود ساخته باشد، با موانع وتنگناهای زیادی مواجه خواهد شد . در چنین نظامی تابع دولت ، پیوسته به دولت ومحتاج دولت باشند واینچنین پدیده ای با کارآفرینی که عکس این روند وعکس این فرایند را شعار وهدف خود قرار می دهد مغایرت دارد .

اگر مقایسه کنیم در می یابیم دولت هایی که مانع وسد راه جنبش کارآفرینی در جامعه خود هستند ، مایلند مردم در مدار بسته دولت زندگی کنند، برعکس از نظام های اقتصادی رقابتی مطالعات نشان داده که در این قبیل کشورها کارآفرینی دارای ریشه عمیقی در فرهنگ مردم می باشد به این علت که در طول قرنها این دولت ها به واسطه ایدئولوژی اقتصاد بازار آزاد واقتصاد به آزادیهای فردی این فرهنگ را دامن زده وترویج کرده اند

وجود الگوهای نقش وانگاشتن شکست به عنوان یک تجربه آموزش سبب شده که کارآفرینی در کشورهای توسعه یافته به اوج خود برسد زیرا در این کشورها ، الگوهای نقش یعنی کارآفرینان برجسته ای که الگوی دیگران باشند زیاد یافت می شود ، ولی در یک جامعه بسته با اقتصاد متمرکز دولتی چنین الگوهایی خیلی کم اندوهمانطور که بیان شد این تعداد کم مانند تک ستاره هایی که گاه گاهی در سازمانها ودر صنایع درخشش دارند ظاهر می شوند . در این کشورها علاوه بر این زمینه های فرهنگی مساعد ، پشتیبانی های مالی قوی وارائه آموزشهای لازم در سطح وسیع از مشخصه های بارز وضعیت کارآفرینی در کشورهای توسعه یافته می باشد، کشورهای توسعه یافته در بسیاری از موارد ، دانشکده های ویژه ودپارتمانهای ویژه کارآفرینی دارند ونیز دارای کاملی برای گسترش روحیه کارآفرینی در جامعه هستند .

منابع:

– جامعه ، فرهنگ وکارآفرینی –  دکتر محمود احمدپور داریانی ودکتر علی ملک پور

– مبانی کارآفرینی – تألیف دکتر محمود احمدپور داریانی ودکتر سید محمد مقیمی

– مدیریت کارآفرینی – تألیف دکتر نرگس حسین مرادی

– تجارب کارآفرینی در کشورهای منتخب – تألیف دکتر محمود احمدپور داریانی ، مهندس حجت

اله رضازاده ومهندس ناهید شیخ

طیبی دبیر آموزش وپرورش منطقه ۲

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.